تبليغاتX
ستاره تنها

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی

ستاره تنها

در رويايم، خواب ديدم به من گفتي، برخواهي گشت به سوي معشوق ديرينت


بی تو هرگز

 

بي تو هرگز ...

بي تو هرگز سراغ شعر نمي‌روم و به صداي باران‌هايي كه از دريا برمي‌گردند، گوش نمي‌دهم احساس مرا مي‌تواني زير چترهاي آبي و درون گلابي‌هاي با طراوت ببيني مي‌تواني حرف‌هاي مرا زير خاكسترهاي سرد يا در گلبرگ‌هايي كه به زودي عسل مي‌شوند جست‌وجو كني!

 

 

 

 

پاييز من!

زندگي چون باد سرد پاييزي مي‌گذرد اما من همچون تكسوار شب تنهايي صحرا كه سرابش تو باشي قدم برمي‌دارم. تمام ستارگان در بالين نرم چون پر قوي آسمان دامن گستردند. پرنده‌ي شب نغمه‌اش را تمام كرد اما هنوز پايان دفتر عشق من چون مسئله رياضي ناتمام مانده ... .

 

 

 


شنبه هجدهم شهریور 1385 |

دوستي عشق است

دوستي عشق است

عشقي كه پر پرواز ندارد

                

هر زمان كه به او مي‌انديشم                       

گلويم چون كوير خشك مي‌شود                         

وسرم سنگيني مي‌كند و به خود مي‌لرزم.

هر وقت كه او را مي‌بينم دلم از تپش مي‌ايستد و دستم مي‌لرزد

و پاهايم از حركت مي‌ايستد و

گونه‌ام را آتش سوزان مي‌سوزاند

هر گفته او آزارم مي‌دهد

زيرا عشقش براي من شكنجه‌اي ناگفتني ست

 

 

 

وقتي تو هستي همه چيز گل مي‌دهدو شكوفا مي‌شود .

كفش‌هاي خاكي قطارهاي خاموش شيشه‌هاي غبار گرفته و استخوانهاي فرسوده .

وقتي نبض تو مي‌زند نوازنده دوره‌گرد آن آهنگ قديمي رابي لرزش دست مي‌نوازد .

بي تو هرگز سيبس را براي زندگي پوست نمي‌كنم و موهاي بنفشه را شانه نمي‌زنم.

   

بخوان با من

 

به سرخي غروب

 

به رنگ دل

 

بخوان كه ديگر تابي نمانده 


                    در هنگامه‌اي كه برگ سپيدار مي‌رقصد

 

در هنگامه‌اي كه كلاغ‌ها عروسي گرفته‌اند

 

 

در هنگامه‌اي كه نيست كسي با من

 

نيست كسي با من جز تو

 

تو بخوان با من

 

 


پنجشنبه نهم شهریور 1385 |

صداي سخن عشق

 صداي سخن عشق

در اوايل نوجواني بودم كه به من گفتند حال مي تواني دروازه قلبت را باز بگذاري آن را گشودم و به روي هر كس باز گذاشتم بر سردر آن نوشتم اگر مي خواهيد بشكنيد وارد نشويد چندين سال گذشت رهگذري از كنار دروازه قلبم عبور مي كرد كه ناگاه گوش چشمي بر حرفهاي ناگفته قلبم انداخت بي صبرانه وارد شد و در را پشت خود بست و يك قفل آهنين بر روي آن زد و كليد را در درياي بي پايان خون خروشان من غرق كرد.....

قايقي ساخت و من و خود را در موج خروشان رگهايم رها كرد!

تا اينكه يك روز صداي در دروازه قلبم شنيده شد عابري پياده از آنجا مي گذشت كه گفت در را باز كنيد ديگر وقت تمام است تو نمي تواني در اين شهر زندگي كني  در آن هنگام بادي سوزناك وزيدن گرفت و قايق كوچكم را به سختي بر صخره‌هاي قلبم كوباند.

رهگذر رفته بود و من مانده بودم و جاي پاي رهگذر.....................................

و غم عشقي كه تا پايان عمر از دلم بيرون نرفت.

 سلام

منم اومدم كه با شما باشم

همراه شما

شما هم با من باشين

منتظر حضورتون در وب لاگم هستم

 

 

 


شنبه چهارم شهریور 1385 |



اي شعر شورانگيز عشق!
اي زيباي محض
اي روشني گسترده روبرويم بايست
بگذار سپيده را در خطوط نازك دستهاي تو ببينم و بوي خورشيد را از پيراهن تازه تو بشنوم
در تمام گلدانهايم گل شمعداني مي كارم
از پروانه هانشاني خانه تو را مي پرسم و قبل از اينكه دير بشود كلمه هاي تازه اي مي آفرينم
تا با تو حرف بزنم
وقتي ابرها از ميان باغ عبور مي كنند
زير درختان پرتغال به تو فكر مي كنم تو در كنار دورترين ستاره خفته‌اي و نمي‌داني كه بي تو هيچ شوقي براي تلفظ عشق ندارم!

www.khorshid_sloveh@yahoo.com
نازترین عکسهای ایرانی

مرداد 1388
اردیبهشت 1388
مهر 1387
مرداد 1387
بهمن 1386
آبان 1386
مهر 1386
خرداد 1386
دی 1385
مهر 1385
شهریور 1385

داستان عاشقانه
تنهاتر از تنها
بوسه
بهار دلم...
می نالم از تنهایی ...
بی تو بودن
دل عاشق ....
تولدت مبارک
تنهایی یه قلب شکسته...
نمي‌خواهم دگر از تو بنويسم

سحر عزیزم
مریم جیک جیکو
شهاب عزیز
ايمان
roza
2 آسمونی
ماه و ستاره
خلوت دل
نسرین جون

RSS 2.0

فال حافظ

جوک و اس ام اس

قالب های نازترین

نازترین عکسهای ایرانی

نیازمندیهای ایران